این بار سیگار را بکش، از طرفی که می سوزد ؛ تا بدانی چه میکشم
آتشی از نگاهت می خواهم !
سالهاست که این نخ سیگار در دستم خاموش است…
سیگاری روشن میکنم و به خاموش بودنم فکر میکنم
کام عمیق همراه آهی کوتاه…
بیرون میدم دودش رو کمرنگ میشه…
مثل خودم . . .
نفسم میگیره از زندگی اجباری…
سیگار میسوزد، کم میشود ، ولی تکرار میشود
من میسوزم…
کم میشوم…
ولی دیگر تکرار نمیشوم…
وقتی دلم می گیرد
می نویسم برای تو
اما همه می خوانند الا تو.......
هنوز هم ، حوالی خواب های
شبانه ام پرسه میزنی
لعنتی !!
دیر وقت است ، آرام بگـــــــیر
بُگذار یک امشب را آسوده بخوابم……
خدایا…
خیلی ها دلم و شکستند، دیگه تحمل ندارم…
شب بیا با هم بریم سراغشون من نشونت میدم تو ببخششون…
دیگه بهت نمیگم برو به جهنم …
آخه مگه جهنمیا چه گناهی کردن که باید آدمی مثل تو رو تحمل کنن
وقتی که مرا دور میزنی یادت باشد که عشق را در میدان من آموختی !
دوباره به من خواهی رسید ، شک نکن…
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 14
بازدید هفته : 26
بازدید ماه : 26
بازدید کل : 4222
تعداد مطالب : 99
تعداد نظرات : 3
تعداد آنلاین : 1
تمامی حقوق برای سایت ((عشقانه ها )) محفوظ است. کپی میکنی، اشکالی نداره ، ولی ما رو با نام ((عشقانه ها )) لینک کن .